"دلی به وسعت آسمان شب"
ارسال در تاريخ 1393/4/31| توسط reza babaei | نسخه قابل چاپ | تعدا بازدید 3
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
| تبلیغات | X | |

داییش تلفن زد و گفت:
حسین تیکه و پاره رو تخت بیمارستان افتاده، شما همینطور نشستین!؟
گفتم: نه، خودش تماس گرفته و گفته دستش یه خراش کوچیک برداشته، پانسمان میکنه میاد!!!
گفت: چی رو پانسمان میکنه؟! میگم دستش قطع شده!
همون شب رفتیم بیمارستان یزد. به دستش نگاه کردم و گفتم: این یه خراش کوچیکه؟!
خندید و گفت: دستم قطع شده، سرم که قطع نشده...
برای شادی روحش صلواتـــــ